حبيب الله الهاشمي الخوئي
167
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
غايت حلم ، وميانه روى در بي نيازى ، وخضوع وخشوعي در عبادت ، واستغنائى در عين فقر ، وصبرى در حالت شدّت ، وطلبى در كسب حلال ، وخوشحالى در هدايت ، وكناره جوئى از طمع ، مىكند عملهاى نيكو را وحال آنكه ترسناك است ، روز را بشب مىآورد وحال آنكه همّت أو مصروف بشكر است ، وشب را بصبح مىرساند وحال آنكه همتش مصروف ذكر است . بيتوته مىكند در حالتي كه ترسناك است ، صباح مىكند در حالتي كه خوشحال ، ترسناكى از جهت آنچه كه ترسانده شده از غفلت در عبادت ، وخوشحالى بجهت آن چيزى كه رسيده است از فضل ورحمت ، اگر دشوار بگيرد بر أو نفس أو در چيزى كه ناخوش دارد نمىبخشد بنفس خود خواهش أو را در چيزى كه دوست دارد آنرا . چشم روشنى أو در نعيم آخرت جاودانيست ، وزهد أو در لذت دنياي فانى ، مخلوط ميكند حلم را بعلم ، وگفتار را بكردار ، مىبينى أو را كه نزديكست آرزوى أو ، اندك است لغزش أو ، ترسانست قلب أو ، قانعست نفس أو ، اندكست اكل أو آسانست كار أو ، محفوظست دين أو ، مرده است شهوت أو ، فرو نشانده شده است خشم أو . خير از أو اميد گرفته شده است ، وشرّ از أو أيمن شده ، اگر در ميان غافلان باشد نوشته مىشود از ذكر كنندگان ، واگر در زمرهء ذاكران باشد نوشته نمىشود از غفلت كنندگان ، عفو ميكند از كسى كه ظلم نمايد أو را ، وعطا ميكند بكسى كه محروم نمايد أو را ، وصلهء رحم بجا مىآورد با كسى كه قطع صلهء رحم أو كرده است . دور است از مردم فحش گفتن أو ، نرم وملايمست گفتار أو ، غايب است از مردمان بدى أو ، حاضر است از براي ايشان نيكى أو ، اقبال كننده است خير أو ، ادبار كننده است شرّ أو . ودر شدايد روزگار صاحب تمكين ووقار است ، ودر مصايب صبر كننده وبردبار ، ودر حالت وسعت شاكر ، ظلم نمىكند بر كسى كه دشمن دارد ، ومرتكب